امروز : پنج شنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۸ ساعت ۰۱:۰۹

فرصت‌ها و محدودیت‌های دیپلماسی درعصر «پسابرجام»- بهرام قاسمی*

با نهایی شدن توافق هسته‌ای میان کشورهای 1+5 به همراه نماینده عالی سیاست خارجی و امنیتی مشترک اتحادیه اروپا با کشورمان در تیرماه 1394 و متعاقب آن اجرایی شدن این توافق در دی ماه همان سال،فضای مثبت و چشم‌انداز امیدوارکننده و پنجره فرصت فراخ و گسترده‌ای فراروی سیاست و روابط خارجی کشورمان گشوده شد.
فرصت‌ها و محدودیت‌های دیپلماسی درعصر «پسابرجام»- بهرام قاسمی*
یکشنبه | ۱۳۹۶/۱۱/۰۱ - ۰۰:۴۴ |
کد خبر : ۹۴ |
یادداشت

گرچه خروج روابط خارجی و تعاملات بین‌المللی ایران اسلامی از وضعیت تعلیق ناشی از تحریم‌های فراگیر بین‌المللی علیه بخش‌های انرژی، بانکی، مالی، تجاری و تبادلات انسانی کشورمان از همان ماه‌های آغازین مذاکرات هسته‌ای با گروه مذکور در نیمه سال 1392 شروع شده بود، معذالک با تحقق توافق هسته‌ای و نهایی شدن برجام، سیاست خارجی و روابط بین‌المللی کشورمان به‌طور رسمی و عملی وارد عصر جدیدی از تعاملات و مراودات در سطوح مختلف از جمله سطح عالی سران و رهبران کشورها و در حوزه‌های متنوع سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، پارلمانی، تجاری، صنعتی، انرژی و حتی حوزه‌های نظامی و راهبردی شد.
ماحصل این تحول بزرگ و چشمگیر، سفرهای متعدد سران و رهبران و رؤسای جمهور و رؤسای پارلمان ها و شخصیت‌های بلندپایه سیاسی به کشورمان بوده که شامل سفر ده‌ها تن از رهبران و سران کشورهای اسلامی، عربی، کشورهای همسایه و کشورهای منطقه غرب آسیا و قفقاز، آسیای مرکزی، آسیای شرقی، آفریقایی و لاتینی و البته کشورهای فرامنطقه‌ای از جمله کشورهای اروپایی به ایران می‌شود.
پایان رسمی تحریم‌های بین‌المللی ناشی از موضوع هسته‌ای از جمله لغو قطعنامه‌های شش گانه تحریمی شورای امنیت سازمان ملل و مشخصاً قطعنامه 1929 که به مدد توافق هسته‌ای و تثبیت و تنفیذ آن از طریق قطعنامه 2231 ممکن شد و خروج از فضای سنگین و بشدت منفی ناشی از قرار گرفتن ذیل فصل هفتم منشور سازمان ملل، جمهوری اسلامی ایران را از موضوعی مرتبط با نقض و تهدید صلح و امنیت بین‌المللی به بازیگری مقبول، قابل اعتماد، فعال و مؤثر در عرصه بحران‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای تبدیل کرد.
همچنین حضور مؤثر و فعال در عرصه تحولات سیاسی سوریه پس از پاکسازی آن از لوث وجود گروه‌های تروریستی – تکفیری بخصوص داعش، نقش‌آفرینی مثبت و مؤثر در قبال بحران‌های منطقه‌ای از جمله در ارتباط با اقلیم کردستان عراق، کودتای ترکیه، جنگ خونین و تأسف بار یمن و البته تحولات سیاسی و میدانی در لبنان تماماً تصویری واقعی از عقلانیت سیاسی و درایت مدیریتی کشورمان در قبال چالش‌ها و بحران‌های غرب آسیا را به نمایش گذارد. جمهوری اسلامی ایران برخلاف تلقی ساده اندیشانه، سیاست و روابط خارجی خود را در فضای پسابرجام منحصر و محدود به چند کشور یا حوزه خاصی نکرد بلکه اتفاقاً در این دوره به گونه‌ای چشمگیر به توسعه و تعمیق مناسبات و تعاملات و همکاری‌های خود با کشورها و حوزه‌هایی پرداخت که کمتر انتظار آن می‌رفت.
برای نمونه در این دوره روابط با روسیه به سطح عالی سران ارتقا یافت و روابط با دیگر قدرت‌ بزرگ جهانی یعنی چین نیز در بازه زمانی چهارسال اخیر، جهش چشمگیری را تجربه کرد. با وجود این، سیاست و روابط خارجی کشور در عصر پسابرجام خالی از موانع و چالش‌ها و مشکلات نبوده و بخصوص سیاست خارجی کشورمان با بحران‌های تصنعی و تحمیلی و مزاحمت‌ها و مداخلات متعددی بخصوص از ناحیه قدرت فرامنطقه‌ای و شرکا و متحدین آن مواجه است.
گرچه در کالبدشکافی و آسیب شناسی بحران‌ها و چالش‌های فراروی نظام اسلامی، نمی‌توان و نبایستی از برخی موانع چشمپوشی کرد، معذالک نقش مداخلات و مزاحمت‌های امریکای عصرِ ترامپ و شکل‌گیری ائتلاف ترامپیسم – صهیونیسم – وهابیسم علیه کشورمان در بروز این موانع و چالش‌ها بسیار برجسته و بارز است. در واقع وجود همین توافق هسته‌ای موسوم به برجام که به مثابه خاری در چشم و استخوانی در گلوی ترامپ و نتانیاهو و بن سلمان است، باعث بحران آفرینی روزمره و سنگ‌اندازی و مانع تراشی آنها در مسیر رشد و تعالی ملت ایران شده است.
توفیقات و پیشرفت‌های ایران اسلامی البته نه با برجام آغاز شده و نه بدون برجام متوقف خواهد ماند. رمز موفقیت و راز پیشرفت ایران اسلامی؛ نه در توانمندی هسته‌ای و نه در برجام و غیر آن، بلکه در وحدت کلمه حول هدفِ مقدس اعتلای میهن و ملت و دین و آیین و نظام و انقلاب، نهفته است.
*سخنگوی وزارت امور خارجه
منبع: روزنامه ایران27/10/1396

 

اخبار مرتبط:

چرا آتش سانچی خاموش نشد - مسعود احمدی*

خاطره جمعی از پلاسکو- احمد مسجد‌جامعی*

 

نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر به عنوان مهمان

0 محدودیت حروف
متن شما باید بیشتر از 10 حرف باشد
  • اولین نظر را شما بدهید